همين نويسنده ادامه مىدهد:
«پس از آن كه امير سعود، از كارهاى جنگى فراغتيافت، به طرفخزينههاى حرم، متوجه شد، اين خزائن از اموال فراوان و اشياىنفيس، انباشته بود وى هر چه در آنجا يافت، برداشت. مىگويند كهدر مخزنى را باز كرد كه سكههاى بسيار در آن گردآورى شده بود،از جمله چيزهايى كه به چنگ آورد، گوهر درخشان بسيار بزرگى بودبا بيست قبضه شمشير كه همه با طلا زينتيافته و با سنگهاىقيمتى مرصع شده بود، ظرفهاى زرين و سيمين و فيروزه و الماس ازذخائر گرانقيمت، همه را برداشت، ديگر چهار هزار شال كشميرى،دو هزار شمشير طلا، تعداد زيادى تفنگ و اسلحه ديگر، همه بهغارت رفت.
كربلا، پس از اين حادثه به وضعى درآمد كه شعرا براى آن مرثيهمىگفتند از جمله:
فشدلايثنى هواه الثانىو مزق الكتاب و المثانى و هدم الشباك و الرواقاو استلب الحلى و الاعلافا و قتل النساء و الاطفالااذ لم يجد فى كربلا رجالا لانهم زاروا الغدير قصدافارخوه (بغدير) عدا
منبع
كسانى كه جان سالم بدر برده بودند، به تدريجبه شهر باز گشتندو به اصلاح پارهاى از خرابيها برخاستند.
بنابر آنچه «لونكريك» در تاريخ خود نوشته(چهار قرن از تاريخعراق) تمام پايتختهاى كشورهاى اسلامى از اين واقعه به شدتلرزيد» .
منبع
همين نويسنده در جاى ديگر از كتاب خود، به نقل از «لونكريك»اين چنين آورده است:
منبع
مولف كتاب «العراق قديما و حديثا» درباره هجوم وهابيها بهكربلا مىنويسد:
«در سال1216 گروهى از وهابيها، مركب ازحدود 600 شتر سوار وچهارصد اسبسوار به كربلا هجوم آوردند و اين در هنگامى بود كهبيشتر اهالى به نجف رفته بودند.
مهاجمين صحنهاى امام حسين(ع) و برادرش عباس(ع) را به سختىويران ساختند و آنچه در آن دو حرم شريف بود، غارت كردند،اشياى نفيس و دانههاى قيمتى و قطعه سنگهاى معدنى و چوبهاى ساجو آينههاى بزرگ و هداياى گرانقيمتى كه وزرا و امرا و پادشاهانايران هديه كرده بودند، همه را بردند و هرچه به ديوارها نصبشده بود و طلاىسقفها را كندند و قاليهاى پر ارزش و شمعدانها واشياى نفيسى كه از سقف آويزان بود، و درهاى مرصع و هرچه ازاين قبيل بود، به يغما بردند .
منبع
«اوژن فلاندن» در سفرنامه خود به ايران، مىنويسد:
«كاردانان مىگويند كه اين اشياء و جواهرات آتش طماعى اعرابرا فراهم كرده كه با دست منحوس خود به ربودن اين نفايس قيامكنند ولى آنچه كه بيشتر حرص اينان را تحريك مىكند، همانا وجود دو ضريح على و حسين(عليهماالسلام) است. اهالى محل با شگفت وبهت نقل مىكنند كه چهل سال پيش (1256 - 1258ه) وهابىها كهطايفهاى از اعرابند، به تعداد پانزده هزار نفر به شهر كوچككربلا هجوم آوردند، تمام مردمش را كشتند، خانههايش را ريشهكنكرده كليه نفايس و غنائمش را ربودند» .
منبع
آرى وهابيها در اين يورش سبعانه به سالمندان و خردسالان وزنان، كوچكترين ترحمى ننمودند و به جناياتى دست زدند كه قلبهر انسان را به درد مىآورد، تعجباور است كه به قول«مسترلونكريك» وهابيها اين جنايات هولناك را به نام دينانجام مىدادند. و نام آن را جهاد فى سبيلالله گذاشته بودند!!
همانطورى كه ملاحظه مىشود مورخان تعداد لشگريان سعود و همچنينتعداد مقتولين را با اختلاف زياد نقل كردهاند، بعضى تعداد سپاهسعود را بيست هزار و بعضى يك هزار، يا ميان اين دو گفتهاند.
با توجه به نوشتههاى نويسندگان وهابى كه قسمتى از آنها قبلانقل گرديد، و قرائن ديگر، گويا تعداد لشگريان سعود در حملهسال1216 بيست هزار و تعداد كشته شدگان پنج هزار درستتر باشد.
انگيزه حمله وهابيها به دو شهر مقدس كربلا و نجف دو چيز بود:
نخست عداوت شديد آنها نسبتبه شيعيان به خاطر احترامفوقالعادهاى كه آنها براى قبور ائمه اهل بيت(عليهم السلام) قائلند. دوم دوختن چشم طمع به ذخاير فراوانى كه در خزائن وحرمهاى اين بزرگواران وجود داشت، و در يك كلمه«غارتگرى»آنها، در وهله اول در حمله خويش به كربلا پيروز شدند ولى درحملات ديگر به نجف و كربلا بر اثر هشيارى مردم مسلمان ناكام بازگشتند.
صاحبنظران علل غلبه وهابيها به شهر كربلا را در مرتبه اول خلاصهكردهاند:
1 –
از همه مهمتر خيانت عمرآقا حاكم شهر كربلا بود او از طرف سليمان پاشا، والى بغداد از طرف سلطان عثمانى براى حفاظتشهر،كارى انجام نداد و هيچ اقدامى نكرد، بلكه به سبب تعصب تسنن باوهابيها همزبان و همقول بود و به همين جهت مورد مواخذه سليمانپاشا قرار گرفت و سرانجام اعدام گرديد
منبع
2 –
برج و باروىشهر كربلا، استحكام كافى نداشت، به علاوه براى دفاع از آن عدهكافى و لازم وجود نداشتند .
منبع
3 –
وقوع وبا در مدت كوتاهى قبل از آن بهطورى كه گروه عظيمىاز مردم تلف و عدهاى از شهر فرار كرده بودند و به اين ترتيبشهر آمادگى كافى براى دفاع نداشت.
4 –
هنگام هجوم وهابيها به شهر كربلا طبق نوشته مولف «مفتاحالكرامه» قبائل شيعى مذهب اطراف از قبيل قبيله خزاعلو آل بعيج و آل جشعم، با يكديگر، اختلاف داشتند و سرگرم زد وخورد بودند .
و مجال جلوگيرى از وهابيان را نداشت.
منبع
5 –
از همه مهمتر اين كه مردان و جوانان، عموما به مناسبت عيدغدير رهسپار نجف اشرف شده بودند و كسى نبود كه از شهر دفاعكند و در برابر مهاجمان بايستد، در شهر فقط زنان و سالخوردگانو كودكان باقى مانده بودند كه از ايشان كارى ساخته نبود .
منبع
ولى اين حادثه اثر عميقى در شيعيان عراق گذارد، حاكم شهر رابركنار كردند و او را به عنوان قصاص كشتند و يكى از عراقيان به صورت مرد قلندرى به نجد رفت و با وهابيان خو گرفت و در يكفرصت مناسب، عبدالعزيز را به قتل رساند. برج و باروى كربلا ونجف را محكم كردند و آذوقه و اسلحه به قدر كافى فراهم نمودندو در حملات ديگر در مقابل وهابيان با رشادت تمام مقاومتنمودند.
از علماى بزرگى كه براى دفاع از شهر نجف و مقابله با وهابيانكوشش و تلاش فراوان كردند، مرحوم شيخ جعفر كاشف الغطاء بود كهطلاب نجف و مردم آن شهر را براى مقابله با وهابيان بسيج كرد واين بسيج همگانى اثر قابل ملاحظهاى در دفع آنها داشت.
عبدالله فيلبى گويد كه عمل سعود در حمله به كربلا، گذشته از شيعه، همه جهان را به هيجان آورد و نقطه استوارى بود براىقيامهايى كه در برابر وهابيت انجام يافت و عواقب وخيمى براىدولتسعودى به بار آورد .
منبع