منبع
پس از آن آماده دفاع از وطن و جان خود شدند.
پيشوا و رهبر مردم در دفاع از شهر نجف، عالم بزرگ شيعه علامه شيخ جعفر كاشفالغطاء بود كه علماى ديگر نيز او را يارى مىكردند، مردم شروع به جمعآورى اسلحه نمودند و چند بعد روز از اين آمادگى، سپاه وهابى در اطراف شهر فرود آمدند و شب را در بيرون حصار ماندند.
گويند عده تمام كسانى كه در آن موقع از نجف دفاع مىكردند، بيش از دويست تن نبودند، زيرا مردم نجف پس از اطلاع از هجوم وهابيها، گريخته و به عشاير عراق پناه برده بودند. تنها جمعى از مشاهير علما از قبيلشيخ حسين نجف و شيخ خضر شلال و سيد جواد صاحب مفتاحالكرامه و شيخ مهدى ملاكتاب و گروهى ديگر از علما باقى مانده بودند كه كاشفالغطاء را يارى مىكردند آنان، همه تن به مرگ داده بودند، زيرا شماره دشمنان و مهاجمان بسيار و ايشان اندك بودند. اما با كمال تعجب مشاهده شد كه سپاه وهابى، درحالى كه شب را در بيرون دروازههاى شهر به روز مىرساندند، هنوز سپيدهدم ندميده بود كه همه آنها از اطراف شهر پراكنده شده بودند.
منبع
و از كسانى كه خود شاهد و ناظر جريان بوده است، تعداد وهابيان مهاجم به نجف را 15000 تن ذكر كرده كه 700 نفر از ايشان به قتل رسيدند.
ابن بشر مورخ نجدى در تاريخ نجد درباره حمله وهابيها به نجف مىنويسد كه: در سال 1220 سعود با سپاهى انبوه از نجد و نواحى آن به بيرون مشهد معروف در عراق(نجف) فرود آمد و مسلمانان را (وهابيان) در اطراف شهر پراكنده ساخت و دستور داد باروى شهر را خراب كنند، چون ياران او به شهر نزديك شدند، به خندقى عريض و عميق برخورد كردند و هرچه خواستند نتوانستند از آن عبور كنند و در جنگى كه ميان دو طرف رخ داد، در اثر تيراندازى از بارو و برجهاى شهر جمعى از وهابيها(به تعبير ابن بشر) مسلمانان كشته شدند و آنها بناچار از شهر عقب نشستند و به غارت نواحى و اطراف پرداختند.
منبع
اين چه خندقى بود كه دور نجف كنده شده بود و وهابيان از آن نتوانستند عبور كنند؟ مورخان ديگر هيچكدام از چنين خندقى سخن نگفتهاند و كيفيت و جريان ماوقع را شرح ندادهاند. تنها مرحوم «سيد محمد جواد عاملى» كه خود شاهد و جزء مدافعان نجف بوده، گفته است كه حتى بعضى از آنان به بالاى ديوار شهر نيز راه يافتند و نزديك شد كه شهر را به تصرف آورند، ليكن از اميرالمؤمنين معجزات و كراماتى به وقوع پيوست كه باعث نابودى بسيارى از مهاجمان و عقبنشينى آنها گرديد.
منبع
خلاصه اينكه: سعود بن عبدالعزيز گاه به گاه به نجف اشرف هجوم مىآورد و چند تنى را در بيرون شهر مىيافت و به قتل مىرساند، ليكن امكان وارد شدن به شهر براى او امكانپذير نبود، اهل نجف در دفع وهابيها به خداوند پناه مىبردند و به اميرمؤمنان(ع) استغاثه مىنمودند و مورد حمايت قرار مىگرفتند.
منبع
مىگويند: علت اين كه وهابيها مكرر به نجف حمله مىكردند، اين بود كه محلى به نام «رحبه» را در نزديكى نجف پايگاه خود قرار داده بودند. هنگامى كه سعود از رحبه به قصد حمله به نجف حركت مىكرد، مردم شهر با خبر مىشدند و دروازهها را مىبستند وهابيها در اطراف حصار شهر حركت مىكردند و اگر كسى را مىيافتند به قتل مىرسانيدند و سرش را به داخل حصار مىانداختند، و عقبنشينى مىكردند و كارى از پيش نمىبردند.