آخرين به روز رساني 18 ارديبهشت

حضرت علي (ع) : نه ظالم باش نه مظلوم                              رسول خدا (ص ) مي فرمايد :کسي که دنيا و آخرت مي خواهد، به خانه خدا برود                               

محاصره مكه توسط وهابيها

در سال‏1219 وهابيها از هر طرف مكه را در محاصره گرفتند و ازهر طرف راهها را بستند و از رسيدن آذوقه مانع شدند، در آن سال‏گرانى، گرسنگى، علت‏بسته شدن راهها شدت گرفت و اين وضع ازاواخر ماه ذيحجه سال‏1219 شروع و تا ماه ذى القعده سال 1220ادامه داشت. قيمت اجناس و مواذ غذائى به دهها برابر رسيد.
مردم مكه تمام دارائى خود را به نازلترين قيمت فروختند وآنگاه آذوقه در شهر تمام شد و مردم از هر راهى كه ممكن بود، سد جوع مى‏كردند، حتى خون، پوست ‏حيوانات، گوشت گربه و سگ و هرحيوان ديگر را مى‏خوردند.
برخى از مردم به فرمانده سپاه وهابيها «مضايفى‏» نامه نوشتندو بعضى هم شبانه مخفيانه پيش او رفتند، شريف كه از اين جريان‏اطلاع يافت، عده‏اى را زندانى كرد و عده‏اى را اعدام نمود ولى‏بسيارى از اشراف از شدت ناراحتى به وهابيت گرويدند.
و بيشتر عربهاى اطراف مكه نيز با وهابيها بيعت كردند وهابيها از هر طرف راهها را بسته و مامورانى گذاشته بودند كه نگذارندآذوقه و لوازم به مكه برده شود.
در اين موقع عده‏اى از جنگجويان وهابى به فرماندهى «مضايفى‏»به سوى جده حركت كردند و شهر جده را نيز به محاصره انداختند،آنان به خود نردبان و كلنگ همراه داشتند و نگهبانان برج وباروى شهر، وهابيها را به توپ و گلوله بستند و بسيارى راكشتند و مابقى را وادار به عقب‏نشينى كردند، سپس مضايفى‏عقب‏نشينى كرد و راههاى جده، يمن، صحراى نعمان و قلعه مدره رابه شدت بستند و هركه را هم سر راه مى‏ديدند، اعم از زائر خانه‏خدا و غيره، مى‏كشتند يا اسير مى‏كردند زيرا آنان مردم مسلمان‏را كافر و مشرك مى‏دانستند و سپس به چهل تن از قبيله هذيل‏ماموريت دادند كه راه ميان مكه و عيينه را بگيرند و راهزنى‏كنند و راهها را ناامن سازند، آنها مانع از اين شدند كه مردم‏از «تنعيم‏» محرم شوند و برخى را كه به عمره مى‏آمدند، در راه‏كشتند.
در اثر ناامن بودن راهها قيمت مواد غذائى آنقدر بالا رفت كه‏مردم قادر نبودند براى خود آذوقه تهيه نمايند و بالاخره قحطى وگرانى آنقدر شديد شد كه بسيارى از مردم از گرسنگى مى‏مردند،جنازه مرده‏ها كوچه‏ها را پر كرده بود و در مكه جز اندكى‏نماندند و حتى صف اول نماز جماعت در مسجدالحرام پر نمى‏شد وتمام مغازه‏ها و دكانها بسته شده بود.
در اين شرائط يكى از علماى وهابى به نام عبدالرحمن بن نامى‏نزد شريف آمد و با او پيشنهاد صلح كرد به اين شرط كه شريف به‏آنان اجازه زيارت خانه خدا را بدهد. آنها پس از زيارت به‏سرزمين خود برگردند و همه مردم مكه و اطراف آن تحت‏حكومت‏وهابيها باشند منتها حكومت ‏شهر مكه به دست‏شريف باشد و تعهدكردند كه با مردم مكه به مهربانى رفتار كنند و بنا را بر اين‏گذاشتند كه سعود را از جريان باخبر سازند و به انتظار پاسخ ‏بنشينند.
وهابيها پس از اين قرارداد وارد مكه شدند و در مراسم حج ‏شركت ‏كردند، آنها به هنگام طواف پايكوبى مى‏كردند و به طرف حجرالاسود با چوب و عصا اشاره مى‏كردند.
مردم شهر كه اغلب فرار كرده بودند، به شهر باز گشتند و اوضاع‏آرام شد و قيمت‏ها پائين آمد و در همين سال زائران شامى به‏سرپرستى عبدالله پاشا با نيروئى فوق‏العاده حدود 1500 سواررسيدند و خود سعود نيز در مراسم حج‏شركت كرد.
سعود به عبدالله پاشا و نيز به امير حاج مصر به خاطر محمل‏هائى‏كه با خود آورده بودند، اعتراض كرد. آنها در پاسخ گفتند:
اينها علامت و نشانه‏هائى هستند كه حجاج قافله‏هاى خود را پيداكنند، سعود آنها را تهديد كرد كه اگر باز آنها را بياورند، خواهد شكست و شرط كرد كه به هنگام انجام مراسم حج نبايد طبل ونى و شيپور بزنند.
وهابيها تا يازدهم محرم 1221 در مكه ماندند و بعد آنجا راترك گفتند آنها در مدت اقامت‏خود در مكه به بيمارى آبله مبتلاشدند و بسيارى از آنها مردند و آنقدر مرده زياد شد كه چندين‏جسد را در يك قبر دفن مى‏كردند و عده‏اى هم كه از آن‏ها سالم‏مانده بودند، به كارهاى پست مشغول شده بودند.
در آغاز همان سال بود كه شريف غالب ماموران خود را به اطراف‏فرستاد و خود به جده وارد شد و به كارهاى خود سرو سامان داد ومشغول مرمت‏خرابيهاى ناشى از جنگ شد، آنگاه تعداد بيست نفر ازوهابيها از درعيه وارد جده شدند، آنها حامل نامه‏اى از سعودبودند و اين نامه در رابطه با صلح بود، مردم را به مسجد عكاش‏فرا خواندند و رساله محمد بن عبدالوهاب را كه طى آن همه‏مسلمانان را كافر خوانده بود، براى مردم جده خوانده شد.
شريف غالب از جنگ با وهابيها خسته شده بود و از طرفى نيروى‏مقاومت در خود نمى‏ديد و از طرف ديگر سخت علاقه داشت كه بقيه‏نفوذ خود را حفظ كند، از اين روى چاره‏اى نداشت جز اين كه به‏مسلك وهابى تظاهر نمايد و طبق تمايلات وهابيها رفتار نمايد وبا پذيرفتن دين خدا و رسول با سعود دست‏بيعت‏بدهد .

منبع

و قول دادكه همه كارهاى ممنوع از طرف وهابيها را ممنوع سازد. براى اين‏كه خلوص نيت‏خود را بهتر به ثبوت رساند، دستور داد بقعه‏هائى‏را كه وهابيها خراب نكرده بودند، ويران سازند و دستور دادمردم با شنيدن اذان نماز، جملگى براى شركت در نماز جماعت‏حاضرشوند و رساله‏هاى محمد بن عبدالوهاب تدريس شود و نماز جماعت درمسجدالحرام به‏طور مكرر برگزار نشود و... با همه اينها اعمالى‏از او سر مى‏زد كه سعود را نسبت‏به خلوص وى بدگمان مى‏ساخت.
از كارهاى جالب توجهى كه از شريف سر مى‏زد، اين بود كه ازبازرگانان اموالى به عنوان «عشور» دريافت مى‏داشت و چون مورداعتراض قرار مى‏گرفت، مى‏گفت: اين بازرگانان مشركند(مقصودش اين‏بود كه چون وهابى نيستند، پس مشرك هستند) و بنابراين من اين‏مال را از مشركين دريافت مى‏كنم نه از مسلمانان موحد .

منبع

مورخان نوشته‏اند: سرپرست‏حجاج شامى آن سال باز عبدالله پاشابود وقتى كه قافله وى به نزديكى مكه رسيد، يكى از ماموران‏وهابى به او اخطار كرد كه جز به شرط سال گذشته نبايد وارد مكه‏شود او هم نپذيرفت و قافله وى بدون انجام مراسم حج از همانجابه شام برگشتند و محمل مصريها به دستور سعود به آتش كشيده شدو پس از پايان مراسم حج كسى از طرف سعود اعلام كرد كه سال ديگركسى كه ريش خود را بتراشد، حق شركت در حج نداد و ضمنا آيه‏شريفه را خواند:
(يا ايها الذين آمنوا انما المشركون نجس فلا يقربوا المسجدالحرام بعد عامهم هذا...) .
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بدانيد كه مشركان پليدند، پس ازامسال ديگر به مسجدالحرام نزديك نشوند».

منبع

از همين سال كاروان حج‏ شامي ها و مصري ها قطع شد .
و به‏طور كلى‏غير از وهابيان همه مسلمانان از شركت در مراسم حج و زيارت‏خانه خدا منع شدند زيرا آنان جز وهابيها را مشرك مى‏دانستند

منبع

تصرف مدينه
جبرتى در ضمن حوادث سال 1220 مى‏نويسد كه:
وهابيها مدت نزديك به يك سال و نيم مدينه را در محاصره داشتندو از ورود آذوقه به شهر ممانعت مى‏كردند، سرانجام مردم مدينه‏ناگزير از تسليم شدند و وهابيها شهر را به تصرف درآوردند،استعمال تنباكو و توتون را منع كردند و گنبدهاى روى قبور رابه جز گنبد روى قبر پيغمبر(ص) همه را ويران ساختند

منبع

و تمام‏اشياى گرانبهايى را كه در حرم پيامبر(ص) وجود داشت، به تصرف‏آوردند و قاضى مكه و مدينه را كه از طرف عثمانيها بودند، ازشهر بيرون كردند. آنگاه پست قضاوت مكه را به شيخ عبدالحفيظ وپست قضاوت مدينه را به برخى از علماى اين شهر دادند، آنان‏مردم را از زيارت قبر پيامبر منع و جلوگيرى كردند .

منبع

بنابر نوشته صلاح الدين مختار، چون سران و بزركان مدينه‏دريافتند كه شريف غالب قصد بيعت‏با سعود را دارد، به سعوديهاپيشنهاد كردند بيعت اهل مدينه را مبنى بر پذيرفتن دين خدا ورسول و فرمانبرى از سعود، قبول كند. پس از اين پيشنهاد اهل‏مدينه به ويران ساختن قبه‏ها و بناهاى روى قبور اقدام كردند .

منبع

به اين ترتيب، وهابيها حكومت‏حجاز را نيز به دست آوردند وعمال عثمانى را بيرون كردند و نام پادشاه عثمانى را از خطبه‏هاانداختند و به اين هم قانع نشدند به فكر تصرف عراق و سوريه‏افتادند.
امير حيدر شهابى در تاريخ خود مى‏نويسد:
وهابيها در اين سال (1225) به سرزمين حوران يورش بردند و تمام‏اموال مردم را تاراج كردند و غلات را آتش زدند و مردم بى‏گناه‏را قتل عام نمودند و خانه‏هايشان را ويران ساختند و فساد وآشوب بپا كردند و گفته‏اند: معادل سه ميليون درهم به اين منطقه‏خسارت وارد آوردند .

منبع


 

حق استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است. بهترین حالت نمایشی 768×1024

© Copyright 2008 All rights reserved by vahhabi.ir.