آخرين به روز رساني 18 ارديبهشت

حضرت علي (ع) : نه ظالم باش نه مظلوم                              رسول خدا (ص ) مي فرمايد :کسي که دنيا و آخرت مي خواهد، به خانه خدا برود                               

وهابيان و شرفاء مكه

«زينى دحلان‏» مى‏نويسد: «وهابيها در زمان حكومت‏شريف مسعودمتوفى به سال 1165 سى تن از علماى خود را براى بحث و گفتگو به‏مكه و مدينه فرستادند. شريف مسعود از علماى حرمين خواست كه باآنان به بحث و گفتگو بپردازند و علماى مكه با آنها بحث كردندو سرانجام عقائد آنها را فاسد و بى‏اساس يافتند و قاضى شرع حكم‏كفر آنان را صادر كرد و به حبسشان فرمان داد، برخى از آنان‏زندانى و برخى ديگر فرار را بر قرار ترجيح دادند» .

منبع

«زينى دحلان‏» در كتاب ديگر مى‏گويد: وهابيان نزد شريف مسعودعده‏اى را فرستادند تا از او اجازه حج دريافت دارند ، مقصودنهائى آنها اين بود كه معتقدات خود را به مردم حرمين شريفين‏عرضه كنند، آنان قبل از اين، سى تن از علماى خود را فرستاده‏بودند تا به اثبات تباهى عقايد اهل مكه و مدينه بپردازند.
وهابيان تا آنجا حاضر بودند كه در مقابل دريافت اجازه حج مال‏مقررى به‏طور ساليانه به عهده بگيرند. مردم مكه و مدينه پيدايش‏مسلك و هابى را شنيده بودند ولى از حقيقت آن آگاه نبودند. چون‏علماى نجد به مكه رسيدند، شريف مسعود، دستور داد علماى حرمين‏با آنان به مناظره بپردازند، سرانجام شريف به قاضى شريح دستورداد سند به كفر آنها بنويسد و آنها را زندانى كرد و دست وپايشان را در غل و زنجير نهاد» .

منبع

در سال 1179ه محمد بن سعود پس از سى سال فرمانروائى به هلاكت‏رسيد .

منبع

و «عبدالعزيز» بزرگترين پسر «محمد بن سعود» به جاى پدرنشست و زمام امور را در دست گرفت. «ابن غنام‏» و «ابن بشر» نوشته‏اند كه «عبدالعزيز» تنها حاكم و صاحب تخت نبود، بلكه‏امام و پيشواى وهابيها به حساب مى‏آمد .

منبع

او در راه پيشرفت مسلك وهابى و توسعه حكومت‏خود، بسيار كوشش‏كرد. وى در سى سال اول فرمانروائى خود، مدام با قبائل مجاوردر حال جنگ بود و اغلب آنها را شكست داده و رام كرده بود و درسال 1208 منطقه احسا را فتح كرد و با فتح احسا و قطيف،وهابيان به كرانه‏هاى خليج فارس راه يافتند.
البته سلطه سعوديها تنها قائم به سلاح نبود، بلكه به مجرد فتح‏يك منطقه، عده‏اى از علماى وهابى از درعيه مى‏رسيدند و مردم رابه قول خودشان به توحيد حقيقى دعوت مى‏كردند. بنابراين قسمتى‏از ساكنان درعيه را علماء و مبلغين وهابى تشكيل مى‏دادند كه‏براى تبليغ مسلك وهابيت‏به سراسر منطقه اعزام مى‏گرديدند .

منبع

جلوتر گفتيم: محمد بن عبدالوهاب عده‏اى از علماى وهابى را براى‏اظهار دعوت و گرفتن اجازه حج نزد شريف مسعود فرستاد ولى شريف‏مسعود دستور دستگيرى آنان را صادر كرد و حكم به كفرشان داد واجازه حج هم به آنان نداد.
وهابيها تا فوت «شريف مسعود» (1165) از شركت در مراسم حج‏محروم بودند، بعد از شريف مسعود، برادرش «شريف مساعد بن‏سعيد» به امارت مكه رسيد. وهابيها براى دريافت اجازه حج‏عده‏اى را نزد او فرستادند، او نيز مانند برادرش از دادن‏اجازه، خوددارى كرد.
«مساعد» در سال 1184 درگذشت و برادرش «شريف احمد» به جاى‏او نشست. امير درعيه عده‏اى از علماى وهابى را نزد او فرستاد.
شريف به علماى مكه دستور داد آنها را بيازمايند علماى مكه‏آنها را آزمايش كردند و آنها را بى‏دين و زنديق تشخيص دادند وشريف اجازه حج‏به آنها نداد. و در سال 1186 «شريف سرور بن‏مساعد» امارت مكه را از عمويش گرفت. وى اجازه زيارت خانه خدارا به وهابيان داد به شرط اين كه مانند رافضه و عجم‏ها صد راس‏اسب بپردازند ولى آنان از اين كه مثل رافضى‏ها باشند، ازپرداخت آن امتناع كردند .

منبع

و چون در سال 1202 شريف سرور درگذشت، «شريف غالب‏» جانشين اوگرديد باز وهابيها عده‏اى را براى گرفتن اجازه ج‏به مكه‏فرستادند، شريف غالب نيز از دادن اجازه به آنها امتناع ورزيدو آماده جنگ با «عبدالعزيز» امير وهابى‏گرديد و در سال 1205لشگرى جهت جنگ با وهابيها آماده ساخت .

منبع

«عبدالعزيز» كه همواره در فكر تصرف مكه بود و بهانه‏اى براى‏اين كار مى‏جست، بلافاصله به سوى مكه لشگر كشيد و ميان او وشريف غالب جنگ آغاز گشت. اين جنگ از سال 1205 تا سال 1220ادامه داشت و در اين مدت پانزده واقعه مهم ميان طرفين رخ دادولى كار يك طرفه نشد.
«صلاح‏الدين مختار» مولف كتاب «تاريخ‏المملكه‏العربيه‏السعوديه‏» درباره اين جنگ مى‏نويسد:
«در سال 1205 شريف غالب، سپاه گرانى كه تعداد آن به ده هزارتن بالغ مى‏شد، و بيش از 20 عدد توپ همراه ايشان بود، به‏فرماندهى برادرش «عبدالعزيز» براى جنگ با مردم نجد، تجهيزكرد ولى سپاه مزبور كارى از پيش نبرد».
نويسنده مزبور، دفاع وهابيان را به طرز مبالغه‏آميزى وصف كرده‏و از جمله نوشته است كه سپاه عظيم شريف غالب كه در بين راه،جمعى از عشاير حجاز و شمر و مطير و افراد ديگر نيز به آنهاملحق شده بودند، نتوانستند قصر بسام را كه فقط سى تن از آن‏دفاع مى‏كردند، به تصرف خود درآورند و همچنين نتوانستند قريه‏شعرا را بعد از يك محاصره طولانى فتح كنند درحالى كه بيش ازچهل تن از آن دفاع نمى‏كردند .

منبع

اين جنگها همچنان ادامه داشت‏و محمد بن عبدالوهاب آخرين سالهاى عمر خود را مى‏گذراند،عبدالعزيز براى تحكيم موفقيت‏خود و خاندانش با صلاحديد شيخ،سلطنت را در خانواده خود ارثى ساخت و پسرش سعود را در حال‏حيات خود به ولايت عهدى انتخاب كرد و شيخ نيز آن را تاييدنمود .

منبع

و سرانجام شيخ محمد بن عبدالوهاب در سال 1206 به‏هلاكت رسيد و حكومت پادشاهى وهابى براساس مسلك محمد بن‏عبدالوهاب در نجد برقرار كرد.

 

حق استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است. بهترین حالت نمایشی 768×1024

© Copyright 2008 All rights reserved by vahhabi.ir.