وهابيان و شرفاء مكه
«زينى دحلان» مىنويسد: «وهابيها در زمان حكومتشريف مسعودمتوفى به سال 1165 سى تن از علماى خود را براى بحث و گفتگو بهمكه و مدينه فرستادند. شريف مسعود از علماى حرمين خواست كه باآنان به بحث و گفتگو بپردازند و علماى مكه با آنها بحث كردندو سرانجام عقائد آنها را فاسد و بىاساس يافتند و قاضى شرع حكمكفر آنان را صادر كرد و به حبسشان فرمان داد، برخى از آنانزندانى و برخى ديگر فرار را بر قرار ترجيح دادند» .
منبع
«زينى دحلان» در كتاب ديگر مىگويد: وهابيان نزد شريف مسعودعدهاى را فرستادند تا از او اجازه حج دريافت دارند ، مقصودنهائى آنها اين بود كه معتقدات خود را به مردم حرمين شريفينعرضه كنند، آنان قبل از اين، سى تن از علماى خود را فرستادهبودند تا به اثبات تباهى عقايد اهل مكه و مدينه بپردازند.
وهابيان تا آنجا حاضر بودند كه در مقابل دريافت اجازه حج مالمقررى بهطور ساليانه به عهده بگيرند. مردم مكه و مدينه پيدايشمسلك و هابى را شنيده بودند ولى از حقيقت آن آگاه نبودند. چونعلماى نجد به مكه رسيدند، شريف مسعود، دستور داد علماى حرمينبا آنان به مناظره بپردازند، سرانجام شريف به قاضى شريح دستورداد سند به كفر آنها بنويسد و آنها را زندانى كرد و دست وپايشان را در غل و زنجير نهاد» .
منبع
در سال 1179ه محمد بن سعود پس از سى سال فرمانروائى به هلاكترسيد .
منبع
و «عبدالعزيز» بزرگترين پسر «محمد بن سعود» به جاى پدرنشست و زمام امور را در دست گرفت. «ابن غنام» و «ابن بشر» نوشتهاند كه «عبدالعزيز» تنها حاكم و صاحب تخت نبود، بلكهامام و پيشواى وهابيها به حساب مىآمد .
منبع
او در راه پيشرفت مسلك وهابى و توسعه حكومتخود، بسيار كوششكرد. وى در سى سال اول فرمانروائى خود، مدام با قبائل مجاوردر حال جنگ بود و اغلب آنها را شكست داده و رام كرده بود و درسال 1208 منطقه احسا را فتح كرد و با فتح احسا و قطيف،وهابيان به كرانههاى خليج فارس راه يافتند.
البته سلطه سعوديها تنها قائم به سلاح نبود، بلكه به مجرد فتحيك منطقه، عدهاى از علماى وهابى از درعيه مىرسيدند و مردم رابه قول خودشان به توحيد حقيقى دعوت مىكردند. بنابراين قسمتىاز ساكنان درعيه را علماء و مبلغين وهابى تشكيل مىدادند كهبراى تبليغ مسلك وهابيتبه سراسر منطقه اعزام مىگرديدند .
منبع
جلوتر گفتيم: محمد بن عبدالوهاب عدهاى از علماى وهابى را براىاظهار دعوت و گرفتن اجازه حج نزد شريف مسعود فرستاد ولى شريفمسعود دستور دستگيرى آنان را صادر كرد و حكم به كفرشان داد واجازه حج هم به آنان نداد.
وهابيها تا فوت «شريف مسعود» (1165) از شركت در مراسم حجمحروم بودند، بعد از شريف مسعود، برادرش «شريف مساعد بنسعيد» به امارت مكه رسيد. وهابيها براى دريافت اجازه حجعدهاى را نزد او فرستادند، او نيز مانند برادرش از دادناجازه، خوددارى كرد.
«مساعد» در سال 1184 درگذشت و برادرش «شريف احمد» به جاىاو نشست. امير درعيه عدهاى از علماى وهابى را نزد او فرستاد.
شريف به علماى مكه دستور داد آنها را بيازمايند علماى مكهآنها را آزمايش كردند و آنها را بىدين و زنديق تشخيص دادند وشريف اجازه حجبه آنها نداد. و در سال 1186 «شريف سرور بنمساعد» امارت مكه را از عمويش گرفت. وى اجازه زيارت خانه خدارا به وهابيان داد به شرط اين كه مانند رافضه و عجمها صد راساسب بپردازند ولى آنان از اين كه مثل رافضىها باشند، ازپرداخت آن امتناع كردند .
منبع
و چون در سال 1202 شريف سرور درگذشت، «شريف غالب» جانشين اوگرديد باز وهابيها عدهاى را براى گرفتن اجازه جبه مكهفرستادند، شريف غالب نيز از دادن اجازه به آنها امتناع ورزيدو آماده جنگ با «عبدالعزيز» امير وهابىگرديد و در سال 1205لشگرى جهت جنگ با وهابيها آماده ساخت .
منبع
«عبدالعزيز» كه همواره در فكر تصرف مكه بود و بهانهاى براىاين كار مىجست، بلافاصله به سوى مكه لشگر كشيد و ميان او وشريف غالب جنگ آغاز گشت. اين جنگ از سال 1205 تا سال 1220ادامه داشت و در اين مدت پانزده واقعه مهم ميان طرفين رخ دادولى كار يك طرفه نشد.
«صلاحالدين مختار» مولف كتاب «تاريخالمملكهالعربيهالسعوديه» درباره اين جنگ مىنويسد:
«در سال 1205 شريف غالب، سپاه گرانى كه تعداد آن به ده هزارتن بالغ مىشد، و بيش از 20 عدد توپ همراه ايشان بود، بهفرماندهى برادرش «عبدالعزيز» براى جنگ با مردم نجد، تجهيزكرد ولى سپاه مزبور كارى از پيش نبرد».
نويسنده مزبور، دفاع وهابيان را به طرز مبالغهآميزى وصف كردهو از جمله نوشته است كه سپاه عظيم شريف غالب كه در بين راه،جمعى از عشاير حجاز و شمر و مطير و افراد ديگر نيز به آنهاملحق شده بودند، نتوانستند قصر بسام را كه فقط سى تن از آندفاع مىكردند، به تصرف خود درآورند و همچنين نتوانستند قريهشعرا را بعد از يك محاصره طولانى فتح كنند درحالى كه بيش ازچهل تن از آن دفاع نمىكردند .
منبع
اين جنگها همچنان ادامه داشتو محمد بن عبدالوهاب آخرين سالهاى عمر خود را مىگذراند،عبدالعزيز براى تحكيم موفقيتخود و خاندانش با صلاحديد شيخ،سلطنت را در خانواده خود ارثى ساخت و پسرش سعود را در حالحيات خود به ولايت عهدى انتخاب كرد و شيخ نيز آن را تاييدنمود .
منبع
و سرانجام شيخ محمد بن عبدالوهاب در سال 1206 بههلاكت رسيد و حكومت پادشاهى وهابى براساس مسلك محمد بنعبدالوهاب در نجد برقرار كرد.